دریای عرب سندیت و سابقه تاریخی ندارد – دو نام تاریخی دریای جعلی عرب، بحر عجم و بحر فارس بوده است – هند و پاکستان می خواهند نام دریای پیرامون خود را عوض کنند

https://i1.wp.com/8pic.ir/images/hfoehnvgestjn1xs8c8e.jpghfoehnvgestjn1xs8c8e ro4q_10548132_1112150798801421_24484059678317902_o zao9_73624655046190561422 10953176_1081195495230285_8240099202805348557_o 10629562_307609579437061_9194513322378254886_n
1- نام های تاریخی دریای جعلی عرب، البحر الأخضر- البحر المحیط- البحر المحیط العجم- بحر هندوس- بحر مکران و بحر فارس بودند.
2- هند و پاکستان می خواهند نام دریای پیرامون خود را عوض کنند.
زنده باد هند – زنده باد پاكستان – زنده باد ایندوایرانی – اگر یك اتحادیه ایندوایرانی شكل گیرد به راحتی این كشورها می توانند در این دست موارد و موارد مهم تر به هم كمك و از هم حمایت كنند.
3- اعراب قصد دارند نام “دریای پارسی(خلیج فارس)” را به عربی تغییر دهند در حالی كه اسناد فراوانی بر نام تاریخی “پرسیكوس(یونانی شده پارسی)” دلالت دارد.
4- اسناد فراوانی وجود دارد كه نام دریای عرب و دریای عمان هر دو جعلی است و انگلیس “ایندوآریایی” ستیز در قرن هیجدهم و پس از تسلط گسترده بر این منطقه این نام ها را به “عمان” و “عرب” جعل كرده است وگرنه كه خود اعراب هیچ گاه قدرتی نداشتند.
5- وقتی اعراب بدون سند قصد تحریف تاریخ ما را دارند چرا ما برای مبارزه با تاریخ جعلی آن ها تلاشی نمی كنیم؟ فقط “دفاع” از نام خلیج فارس كافی نیست باید “حمله” كنیم. از این پس به دریای عمان می گوییم “موكران(نام قدیمی بلوچستان ایرانی)” و به دریای جعلی “عرب” می گوییم دریای عجم “ایندوایرانی”.
6- امروزه دریای عرب بر اساس تعریف سازمان آب‌نگاری بین‌المللی و سازمان بین‌المللی کشتی نوردی پهنه آبی است که از خلیج عمان تا تمام سواحل هند و پاکستان و غرب ایران و تا سواحل جیبوتی در شاخ آفریقا را در بر می‌گیرد. در حالیکه یک میلیارد جمعیت اطراف این دریا غیر عرب هستد اما پس چرا به نام دریای عرب معرفی شده است .

اگر هند و پاکستان و ایران بخواهند نام دریای عرب را تغییر دهند آیا عربها هم می توانند مانند ایرانی ها در مقابل تغییر نام دریای عرب اعتراض کنند عربها چه مستنداتی ارایه خواهند کرد.؟؟

در مورد سوابق و مستندات نام خلیج فارس هیچ شکی نیست و خود عربها هم قبول دارند که در هیچ سند و نوشته عربی تا قبل از جمال عبدالناصر خلیج عربی بار نرفته . اما حال بررسی کنیم که آیا دریایی که در اطراف هند پاکستان بنام دریای عرب شناخته می شود مستندات دارد؟؟ که بتوان با دست پر از آن دفاع کرد؟

کشورهای عربی خلیج فارس با دادن پولهای کلان به موسسات جغرافیایی آنها را وادار می کنند که خلیج عربی رابه عنوان نام محلی در کنار خلیج فارس قرار دهند و بعضی موسسات مانند گوگل اینکار را کرده اند. اما آیا ایرانی ها حق دارند بر اساس همان شیوه در مورد نام دریای عرب اقدام کنند . بله می توان ولی شرط اول آن این است که موسسات جغرافیایی ایران نام بحر عجم ویا دریای مکران را که قرنها بجای دریای عرب بکار رفته است را رسما بجای دریای عرب بکار برند و بعد از مدتی از موسسات جغرافیایی خواستار پذیرش نام محلی شوند هند و پاکستان هم در مورد دریای مکران موافق هستند. حال ببینیم نام دریای عرب از کجا آمده است؟

هیچ یک از جغرافی نویسان و سفرنامه نویسان – مسالک و ممالک نویسان و اقلیم شناسان- (اقلیم عربی شده از climate) است چه عرب و عجم به “دریای عرب ” اشاره نکرده اند. بلکه همواره این منطقه یا پهنه آبی را با نامهای بحر اخضر- بحر مکران- بحر فارس بحر محیط عجم – نام برده اند.

دریای عرب در اسناد و مکتوبات عربی و غیر عربی با نام‌های بحر فارس -بحر عجم- بحر المحیط العجم- بحراخضر – بحر مکران -دریای اریتره- دریای لکشادو – بحر هندوس – دریای سند- بحر دریا- Sea of Daria) -میره اندیکوم- بحر گجرات – دریای رومروم Sindhu Sagar- دریای اریتره and Sindh Sea- ,Mare Rumrum- Sinus Guzerat- (Gujera , نامیده شده‌است. به همین دلیل عده‎ای از نویسندگان در هند و پاکستان آن‎را بحر مکران می‎نامند و در ایران عده‌ای آن‌را دریای پارس می‎گویند. در میان جغرافی‎نویسان اسلامی نام دریای عرب برای اولین‎بار در دو قرن اخیر ظاهر شده‎است این نام را ابتدا استعمارگران اروپایی در نقشه‎ها رایج نمودند. در منابع عربی و اسلامی کلاسیک اعم از سفر و رحله نویسان و مسالک و ممالک نویسان و تاریخ نویسان نامی از بحر عرب نیامده بلکه آنها کل این دریا را بعلاوه دریای عمان و خلیج فارس را روی هم بحر فارس نامیده اند.

” تا سال ۱۹۵۸ هیج نوشته ، سند و مکتوبی به زبان عربی وجود ندارد که عبارت خلیج عربی را برای خلیج فارس بکار برده باشد اما عکس موضوع صادق است یعنی در مکتوبات عربی بسیار زیادی’ دریای عرب’ امروزی با نام بحر فارس و بحر محیط العجم و یا بحر مکران یا کرمان نام برده شده است”.- از جمله در آثار شخصیت های برجسته زیر دریای عرب امروزی بنامهای بحر فارس و یا نامهایی غیر از دریای عرب بکار رفته است:

ابن خردادبه – قدامة بن جعفر- یعقوبی – ابن فقیه همدانی- ابن رسته، سهراب – علی بن حسین مسعودی- اصطخری – بزرگ بن شهریار- مطهر بن طاهر مقدسی- ابوریحان بیرونی-ابن حوقل-مقدسی-ابن بلخی-شریف ادریسی-محمد بن نجیب بکران- زکریای قزوینی- ابوالفدا – شمس‌الدین انصاری دمشقی-شهاب‌الدین نویری- ابن وردی- ابن بطوطه- مصطفی کاتب چلبی قسطنطنی- ابن خلدون- طبری- الماوردی- استخری، مسعودی، بیرونی، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی – حافظ ابرو و … حافظ ابرو، عبدالله بن لطف بن عبدالرشید مورخ و جغرافیدان مشهور عصر تیموری (متوفای ۸۳۳ ق) صاحب آثاری در تاریخ اسلام و ایران، خاصه دروه تیمور و شاهرخ است. او در کتاب جغرافیای که بویژه در فصول مربوط به ایران و ماوراء النهر پر از اطلاعات مهم تاریخی است و از مهمترین آثار او به شمار می رودکه خود او شاهد وقایع بوده است. ذکر دریاها و خلیج هارا در چند فصل شرح داده است.
سابقه نداشتن نام دریای عرب در منابع اسلامی و عربی

بر عکس نام تاریخی و کهن خلیج فارس که همواره در تمام منابع اسلامی بکار رفته و مستندات بسیار محکمی در تمام زبانهای جهان دارد اما هیچ یک از جغرافی نویسان و سفرنامه نویسان – مسالک و ممالک نویسان و اقلیم شناسان- چه عرب و عجم به “دریای عرب ” اشاره نکرده اند. بلکه همواره این منطقه یا پهنه آبی را با نامهای بحر اخضر- بحر مکران- بحر فارس بحر محیط العجم – نام برده اند.

جالب اینکه بعضی از عربها با مغلطه ادعا کرده اند که خلیج فارس نامهای دیگری هم داشته مثلا به آن بحر اخضر هم گفته اند این جمله کمی محک و مغلطه آمیز است زیرا همه آنهایی که از بحر اخضر نام برده اند بحر فارس را جداگانه بررسی کرده اند پس بحر اخضر جای دیگری است و ان دقیقا همان جایی است که امروزه می گوییم دریای عرب . همه جغرافی دانان عرب مانند کتاب : خریدة العجائب وفریدة الغرائب – ابن الوردی یا کتاب معجم البلدان و کتابهای مسالک و ممالک دریاهای جهان را نام برده اند اما نامی از بحر عرب نیامده مثلا عربها گفته اند تیز مکران در بحر فارس واقع شده است درحالیکه اکنون در نقشه ها این منطقه را دریای عرب می نویسند. بسیاری از عربها نوشته اند بحر فارس از بحر هند و بحر اخضر و تیز مکران می گذرد و تا عبادان ادامه دارد گفتنی است که عبادان عربی شده آپلوگوس است البته من باور دارم که بطور یقین اوبله عربی شده از آپلوگوس است . اوپلوگوس یا اوپلو در سفرنامه پریپلوس شرح داده شده که در انتهای دریای پارس است و شهری است که سعادتمند ترین شهر روی زمین است تجار با کشتی از هند و از روم (از کرانه فرات) به آنجا می آیند و داد و ستد می کنند این شهر در انتهای رود(شط العرب یا اروند) است. این شهر پادشاهی عادل دارد در آنجا قانون و دمکراسی حاکم است. مردمان پارس در آنجا صنعت و تجارت دارند. (۵۰ تا ۱۰۰ میلادی)

اگر شما با کتابی فاخر در زبان عربی و زبانهای شرقی برخوردید که بحر عرب را توصیف کرده است به ما اطلاع دهید اما ما هرچه جستجو کردیم چنین چیزی نیافتیم و نتیجه گرفتیم که دریای عرب را برای اولین بار استعمارگران اروپایی در نقشه های خود رایج کردند بعد ترکها و فارسها هم تقلید کردند و خود عربها دیرتر از همه این عبارت جغرافیایی را در نوشته های خود وارد کردند یعنی عربها تا حدود یکصد سال قبل بحر عرب بکار نبرده اند البته تک و توک هم که بکار برده اند منظورشان سواحل یمن است. بطور مثال در کتاب “جغرافیای حافظ ابرو : شهاب الدین عبدالله بن لطف الله بن عبدالرشید خوافى (مشهور به حافظ ابرو)

ناشر : میراث مکتوب – چاپ اول – تاریخ نشر : ۱۳۵۷ شمسى –

پس از فصل و گفتار اول ذکر قسمت اقالیم سبعه(مناطق هفت گانه جهان) گفتار دوم به وصف دریاها ذکر دریاها و خلیج ها

ذکر خلیج چین – ذکر بحر الاخضر و هو بحرالهند. اختصاص دارد.

گفتار دوم: ” بحر الاخضر و هو بحرالهند”. از نظر او بحر اخضر و بحر هند و بحر فارس یک دریا حساب می شوند. (او این دریا را شرح داده است منظور او از دریای اخضر همان محلی که امروزه دریای عرب نام دارد. بخشی از آن دریای عمان و بخشی اقیانوس هند. اما منظور جغرافی نویسان بیشتر منطقه ای است که امروزه بحر عرب نام دارد زیرا هیچ یک از جغرافی نویسان و سفرنامه نویسان – مسالک و ممالک نویسان عرب و عجم به دریای عرب اشاره نکرده اند. )

او همچنین بحر فارس و کرمان را شرح داده است .

کتاب البدایة والنهایةـ أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی الدمشقی (المتوفى: ۷۷۴هـ) – محقق: علی شیری

الناشر: دار إحیاء التراث العربی – الطبعة: الأولى ۱۴۰۸، هـ – ۱۹۸۸ م :

یُقَالُ لَهَا الْبَحْرُ الْأَخْضَرُ فَشَرْقِیُّهُ بَحْرُ الصِّینِ وَغَرْبِیُّهُ بَحْرُ الْیَمَنِ وَشَمَالُهُ بَحْرُ الْهِنْدِ وَجَنُوبِیُّهُ غَیْرُ مَعْلُومٍ *

می بینید که الدمشقی در حالیکه مفصل به بحر فارس پرداخته است اما نامی از بحر عرب نیاورده است ولی در عوض گفته است بحر اخضر شرق آن بحر چین و شمال آن بحر هند است جنوب آن شناخته شده نیست. این دقیقا همان جایی است که امروزه دریای عرب می گویند.

در کتاب : الزیج المؤلف : البتانی صفحه ۱۴ ( موقع الوراق ) چنین آمده است. و می بینید که او تمام مناطق خلیج فارس – دریاهای اطراف هند و چین و آفریقا را شرح داده ولی هیچ نامی از بحر عرب نیاورده و آنجا را بحر اخضر نامیده است.

وخلیج آخر یخرج نحو أرض أیلة وهو بحر القلزم (دریای سرخ ) طوله ألف وأربعمائة میل وعرض طریقه الذی یسمى البحر الأخضر مائتا میل وعرضه فی الأصل سبعمائة میل.

وخلیج آخر یخرج نحو أرض فارس یسمى الخلیج الفارسی وهو بحر(من) البصرة طوله ألف وأربعمائة میل وعرضه فی الأصل خمسمائة میل وعرض طریقه مائة وخمسون میلاً. ویکون بین هذین الخلیجین أعنی خلیج أیلة وخلیج فارس أرض الحجاز والیمن ویکون ما بین هذین الخلیجین ألفاً وخمسمائة میل. ویخرج منه أیضاً خلیج آخر إلى أقصى ارض الهند عند تمامه یسمى الخلیج الأخضر طوله ألف وخمسمائة میل. وفی هذا البحر کله أعنی بحر الهند والصین من الجزائر العامرة وغیرها ألف وثلثمائة وسبعون جزیرة منها جزیرة فی أقصاه عند بلد الصین تسمى طبربانی وهی سرندیب یحیط بها ثلثة آلاف میل مقابل الهند من ناحیة المشرق وفیها جبال عظام وانهار کثیرة منها یخرج الیاقوت الأحمر ولون السماء وحولها تسع وخمسون جزیرة عامرة فیها مدن وقرى کثیرة.

در کتابهای عربی زیر خلیج فارس و بحر فارس وصف و پر وبال داده شد در حالیکه از بحر عرب بکلی نامی نیامده است.

در کتب جغرافیایى و تاریخى دوره اسلامى که به مناسبتى از این دریا ذکرى به‌‏‌‏‌‏‌‏میان آمده، نام این خلیج «بحر فارس» یا «الخلیج الفارسى» یا «خلیج فارس» یاد گردیده است. بعضى از جغرافی‌‏نویسان قدیم اسلام مفهوم «بحر فارس» را خیلى وسیعتر گرفته و آن را به تمام دریاى جنوب ایران اعم از بحر عمان و خلیج فارس و حتى اقیانوس هند اطلاق‌‏‌‏‌‏‌‏‌‏‌‏کر ده‌‏اند.

۹ـ ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق بن ابراهیم الهمذانى معروف به ابن الفقیه که کتاب جغرافیاى او تحت عنوان «مختصر کتاب البلدان» به دست ما رسیده و در ۲۷۹هـ تألیف شده است، می‌‏نویسد: «واعلم ان بحر فارس و الهند هما بحر و احد لاتصال احد هما بالاخر»۱۰یعنى: «بدان که دریاى پارس و هند از براى پیوستگى به یکدیگر هر دو یک دریا هستند. »

۱۰ـ ابوعلى احمدبن عمربن رُسته که کتاب تقویم‌البلدان خود را به نام الاعلاق‌النفیسه در ۲۹۰هـ در اصفهان تألیف کرده است، می‌‏نویسد: «فاما البحر الهندى یخرج منه خلیج الى ناحیه فارس یسمى الخلیج الفارسى… و بین هذین الخلیجین (یعنى خلیج احمر و خلیج فارس) ارض الحجاز والیمن و سایر بلاد العرب.»۱۱ یعنى: اما دریاى هند از آن خلیجى به سوى ناحیت پارس بیرون آید که خلیج پارس نام دارد. و بین این دو خلیج یعنى خلیج احمر و پارس سرزمین حجاز و یمن و دیگر بلاد عرب واقع است.

۱۱ـ جغرافی‌‏دان ایرانى به نام سهراب که در قرن سوم هجرى می‌‏زیست، در کتاب خود، عجایب الاقالیم السبعه الى نهایه‌العماره می‌‏نویسد: «بحر فارس و هوالبحر الجنوبى الکبیر»۱۲ یعنى دریاى پارس دریاى بزرگى است در جنوب.

۱۲ـ ابوالقاسم عبیدالله‌بن‌عبدالله‌بن‌ احمدبن‌خرداذبه خراسانى درگذشته در ۳۰۰ هـ در کتاب معروف خود «المسالک و الممالک» درباره رودهایى که به خلیج فارس می‌‏ریزد، چنین می‌‏نویسد: «و فرقه (من الانهار) تمرالى البصره و فرقه اخرى تمرالى ناحیه المذار ثم یصب الجمیع الى بحر فارس.»۱۳ یعنى: گروهى از این رودها به سوى بصره و گروهى به سوى مذار۱۴ روانند سپس همه آنها به دریاى پارس می‌‏ریزند.

۱۳ـ بزرگ بن شهریار الناخذاه هرمزى (ناو خداى رامهرمزى) در کتاب «عجایب الهند بره و بحره و جزایره» که آن را در حدود ۳۴۲هـ تألیف کرده، می‌‏نویسد: «و من عجایب امر بحر فارس مایراه الناس فیه بالیل فان الامواج اذ اضطربت و تکسرت بعضها على بعضها على بعض انقدح منه النار فیخیل الى راکب البحرانه یسیرفى بحرنار.»۱۵ یعنى: از شگفتی‌‏هاى دریاى پارس چیزى است که مردمان به شب هنگام بینند در آنگاه چون موجها برهم خورند و بر یکدیگر شکسته شود، از آنها آتش برجهد و آن که برکشتى سوار است، پندارد که به دریایى از آتش روان باشد.

۱۴ـ ابواسحاق ابراهیم بن محمد الفارسى الاصطخرى از مردم استخر فارس معروف به الکرخى درگذشته در ۳۴۶هـ در کتاب «مسالک الممالک» خود که براساس کتاب صورالاقالیم ابوزیدبلخى است، می‌‏نویسد: «بحر فارس فانه یشتمل على اکثر حدودها و یتصل بدیارالعرب منه و بسائر بلدان الاسلام و نصوره ثم نذکر جوامع مما یشتمل علیه هذا البحر و نبتدى بالقلزم على ساحله ممایل المشرق فانه ینتهى الى ایله ثم یطوف بحدود دیارالعرب الى عبادان ثم یقطع عرض دجله و ینتهى على الساحل الى مهروبان ثم الى جنابا ثم الى سیراف ثم یمتدالى سواحل هرمز وراء کرمان الى الدبیل و ساحل الملتان و هو ساحل السند.»۱۶

در کتاب دیگر خود «کتاب الاقالیم» می‌‏نویسد: «الاعظم بحر فارس و هو خلیج من البحر المحیط من حد الصین حتى بحرى على حدود بلدان الهند و السند و کرمان الى فارس و ینسب هذا البحر من بین سائر الممالک التى علیه الى فارس لانه لیس علیه مملکه اعم منها»۱۷ یعنى: دریاى پارس که مشتمل بر بیشتر حدود آن است و به دیار عرب و دیگر بلاد اسلام پیوندد، ما آن را تصویر کرده، جمیع حدود آن را یاد کنیم و آغاز به دریاى قلزم نماییم که از ساحل آن در مشرق تا به ایله۱۸ منتهى می‌‏شود، سپس به حدود دیار عرب تا آبادان بگردد و عرض دجله را بریده به ساحل مهروبان۱۹ و از آنجا به گناوه۲۰ و از آنجا به سیراف۲۱ منتهى گردد و سپس تا به سواحل هرمز و آن‌‏ور کرمان تا دبیل۲۲ و مولتان۲۳ که ساحل هند است امتداد می‌‏یابد.

۱۵ـ مورخ مشهور ابوالحسن‌علی‌‏بن‌الحسین ‌بن‌على‌مسعودى درگذشته در ۳۴۶هـ در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» می‌‏نویسد: «و یتشعب من هذا البحر (اى البحر الهندى او الحبشى) خلیج آخر و هو بحر فارس و ینتهى الى بلاد ابله و الخشبات و عبادان… و هذا الخلیج مثلث الشکل».۲۴ یعنى: از این دریا که دریاى هند یا حبشى باشد، خلیجى دیگر منشعب شود که دریاى پارس است و آن منتهى به شهرهاى ابله۲۵ و خشبات و آبادان می‌‏شود… و این خلیج مثلثى شکل است

.
ایران بزرگ – اتحادیه ایران بزرگ
اتحادیه ایران و افغانستان – کنفدراسیون ایران و افغانستان – اتحاد ایران و افغانستان – اتحادیه ایران بزرگ – اتحادیه ایرانی زبانان و ایرانی تباران – اتحادیه ایران بزرگ – ایران بزرگ – خراسان بزرگ
اولین تلاش ها برای اتحاد دو كشور وارث تمدن ایرانی؛ ایران و افغانستان
اتحادیه ایران و افغانستان و پاکستان – کنفدراسیون ایران و افغانستان و پاکستان – اتحاد ایران و افغانستان و پاکستان – اتحادیه ایران بزرگ – اتحادیه ایرانی زبانان و ایرانی تباران – اتحادیه ایران بزرگ – ایران بزرگ – خراسان بزرگ
توران بزرگ – تاریخ تجزیه ایران – ایران و توران – اراضی تجزیه شده ایران در آسیای مرکزی – اتحادیه ایرانی تبارها – اتحادیه پارسی زبانان – اتحادیه پارسیان – پانترکیسم – پانترکها – تاریخ تجزیه ایران بزرگ – تجزیه امارات از ایران – استان جلفاوه – تجزیه بحرین از ایران
استان الشرقیه ایران – استان شیعه نشین عربستان – تجزیه عربستان – ایران بزرگ و عربستان – تجزیه استان الشرقیه شیعه نشین از عربستان وهابی
اویغورستان ایرانی – یاکوتهای ایرانی – سکاهای ایرانی – تورانیان ایرانی بودند- اتحادیه هندوآریایی- ایران بزرگ – سرزمین های قفقازی ایران – تجزیه قفقاز ایران – عهدنامه گلستان و ترکمنچای – عهدنامه آخال- پیمان متسشاران منطقه ای انگلیس و تجزیه سواحل جنوب خلیج فارس از ایران – جزایر سه گانه – جزیره زرکوه و جزیره آریایی – جزیره سیر ابونعیر – خلیج فارس – شاخاب پارس – خلیج ایرانی – خلیج عربی – دریای عمان – دریای مکران – دریای موکران – دریای کاسپین – دریای مازندران – دریای خزر – بلوچستان شرقی – بلوچستان پاکستان – بلوچستان غربی – ترکمنستان جنوبی
دریای عرب – دریای عجم – دریای فارس -دریای پارس – دریای عربی – دریای ایرانی – دریای فارسی – خلیج فارس – اقیانوس هند – بحر عجم – بحر فارس – بحر محیط عجم
Advertisements