با یک روانی بی سواد به اسم ناصر پورپیرار بیشتر آشنا شویم.

ناصر پورپیرار را همگان با نام غیر معمول اش می شناسند.

کسی که تلاش کرد تا خط بطلان بر روی سرتاسر تاریخ پیش از اسلام ایران بکشد. اوج این اندیشه را می توان در دیدگاه های ایشان نسبت به امپراتوری هخامنشیان دانست ، که در بیشتر موارد به جای دیدگاه های کارشناسی و دانشورانه ، جای خود را به عقده و کینه داده است.

ناصر پور پیرار پیش از انقلاب ، در آن سالها که کمونیسم مد بود، یک توده ای دو آتیشه به حساب می آمد.

سالها پیش از اینکه کسانی چون ما به دلیل اندیشه های ویژه آقای پورپیرار نام ایشان را بشنویم ، رهبران کمونیسم (از جمله کیانوری) در کتاب خاطرات خود او را متهم کرده بودند که بارها در حزب توده کلاه برداری کرده بود. و سرانجام در سال 1358 از حزب توده بیرون رانده شد.

بسیار زود به کیش یک فرد مذهبی در آمد و چون یک انقلابی و حزب اللهی به مبارزه با ضد انقلاب بویژه توده ای های (به قول خودش کافر ) پرداخت که تا چند هفته پیش ، رفقایش بودند !

در همان روزها که ریش می گذاشت و خود را حزب اللهی می شناساند ، به جرم خیانت به کشور و همکاری با نیروهای امنیتی بلغارستان دستگیر و به زندان محکوم شد، ولی هرگز روشن نیست که چرا چند ساعت را در زندان سپری کرد و زود آزاد گردید.

(البته در همه جای دنیا حکم خیانت به کشور اعدام است ، ولی کسانی چون زهتابی و پورپیرار و هر کس دیگری که نفرت از ایران داشته باشد ، از این چرخه بیرون هستند )
پس از سالها ایشان یک شرکت انتشاراتی به نام “کارنگ”‌ راه اندازی نمود. این هم از دیگر امکاناتی است که ، “نفرت از ایران” می تواند در اختیار افراد قرار دهد.

کسی که مدرک تحصیلی اش سیکل است یک شرکت انتشاراتی راه اندازی می کند!
پورپیرار در این سالها تلاش در زیر پرسش بردن تمدن هخامنشیان داشت.

شگفتی اینجاست که در همه این دوران که با همه وجود به مبارزه بر علیه تمدن باستانی ایران می پرداخت ، در شرکت انتشاراتی کارنگ چندین اثر برجسته در بزرگداشت تمدن پیش از اسلام ایران منتشر کرد!

کتاب “تاریخ سیاسی هخامنشیان” و همچنین کتاب “لشگر کشی خشایار شاه به یونان” از جمله این آثار ارزنده است. درخشان ترین این کتاب ها ، “از زبان داریوش”‌ است که با بسی شگفتی با دیباچه ای از ناصر پورپیرار نوشته شده است. پیش سخنی که می توان آن را “ستایشنامه داریوش هخامنشی” دانست.

توجه کنید که این نگاشته ها توسط کسی منتشر شده است که در نشست های عمومی ، یکسره هخامنشیان را دروغین و ساختگی می نامد!

بسیار شگفت آور است…
تاریخ چاپ و انتشار این کتاب ها نشان می دهد که در همان روزهایی که فیلم “تختگاه هیچکس”‌ را می ساخت ، تا به ما القا کند که هخامشیان دروغ بوده اند ، کتاب های ارزنده‌ای را در ستایش از هخامنشیان و تاریخ باستان ایران منتشر می کرد و حتی دیباچه ای ستایش گونه از هخامنشیان در آنها می نوشت!

اغلب کسانی که با ناصر پورپیرار رابطه داشته اند او را فردی چند شخصیتی و مرموز معرفی می کنند. جلال متینی میگوید: از سابقه ، خانواده ، اصل و نسب و نام و نشان حقیقی پورپیرار هیچ خبری در دست نیست! ( بتازگی زمزمه هایی از عرب بودن پورپیرار و اینکه از اعراب معاود عراقی هست به گوش رسیده )

شخصیت پورپیرار چندبعدی و گنگ است!
پورپیرار کارنامه ای دارد که همگی در دو یا چند گانگی با اندیشه های خودش است!
شاید بتوانیم پورپیرار را مرد چندگانگی ها بنامیم. یا مرد گردشهای 180 درجه….
ناصر پورپیرار در مقدمه کتاب “از زبان داریوش” می نویسد:

“” به خواست اهورا مزدا ، من چنینم که راستی را دوست دارم و از دروغ روی گردانم….

این است بخشی از معتقدات داریوش که خود در سنگ نبشته اش اعلام میکند. چنین بیانه ای از زبان یک شاه، در سده ی ششم پ.م. به معجزه می ماند.

Advertisements