الفباهای باستانی ایران – پانترک ها می گویند ایرانی ها الفبا ندارند این ها چیه پس؟

الفباهای باستانی ایران – پانترک ها می گویند ایرانی ها الفبا ندارند این ها چیه پس؟

5 تصویر به ترتیب :
الفبای (میخی) فارسی باستان، دوره هخامنشی
الفبای اوستایی، قرن سوم-چهارم تا هشتم-نهم میلادی
الفبای پهلوی کتابی، قرن چهارم تا دوازدهم میلادی
الفبای اورخون، اوایل قرن هشتم میلادی (برگفته از سغدی های ایرانی)
الفبای اویغوری، قرن هشتم تا نهم میلادی (اویغورستان در این زمان زیر نفوذ فرهنگی ایران بود)

از زبان های ایرانی باستان تنها دوزبان «فارسی باستان» و «اوستائی» و اندک جملاتی از باقیمانده آثار مربوط به زبان سُغدی و اشکانی (پارتی) است که کتیبه ها و نوشته هائی از آن بجا مانده است. از زبان ماد، یکی دیگر از زبانهای ایرانی و نزدیک به فارسی باستان، بجز نقل قول در منابع ثانوی یه زبانهای دیگر، چیزی باقی نمانده است.

«فارسی باستان» معمولا به زبان اقوام ایرانی گفته میشود که احتمالا در هزاره دوم قبل از میلاد در فلات ایران کنونی و آسیای میانه سکنی گزیده اند. بخاطر وسعت جغرافیائی، طبیعتا زبان آنها دارای شاخه های مختلفی از قبیل شرقی (اشکانی و یا پارتی، سغدی) شمالی (سکا ها)، جنوبی و جنوب غربی (پهلوی باستان دوره هخامنشیان) و زبان مادی (غرب و شمال غرب ایران کنونی) بوده است. از دوره باستان این زبان ها و یا لهجه های ایرانی (تا 300 ق.م.) اصولا آثار بسیار اندکی باقی مانده که آن هم اساسا مربوط به سنگ نوشته های دوره هخامنشی با خط میخی میشود. قدیمی ترین سندی که از این دوره بجا مانده سنگ نوشته بیستون در نزدیکی کرمانشاه و متعلق به دودمان هخامنشیان در سال 520 قبل از میلاد است که داریوش یکم و پیروزی های او را توصیف میکند.
با وجود شباهت ظاهری به دو خط میخی همجوار یعنی عیلامی و آکادی، خط کتیبه های دوره هخامنشی سیستمی مخصوص به خود دارد که در آن هر «صورت» اغلب یک هجا را نمایندگی میکند. این خط که نیمه الفبائی و نیمه هجائی است سه حرف صدادار (مصوت و یا صائت) و 22 حرف بی صدا (صامت) دارد. ظاهرا این خط فارسی باستان اصولا جهت نوشتن کتیبه های شاهان هخامنشی و تحت تاثیر خطوط میخی همسایه اختراع شده است.

ریچارد فرای مینویسد فارسی باستان که ابتدا یک لهجه جنوبی زبانهای ایرانی بود با گسترش امپراتوری هخامنشی به زبان این دولت بزرگ تبدیل شد و این نقشِ از نظر جغرافیائی گسترده فارسی باستان و کاربرد آن توسط ملل دیگر امپراتوری، باعث ساده تر شدن این زبان (از قبیل از بین رفتن بعضی زمان های فعل و حالات اسم مثلا در صورت جمع) و همچنین وارد شدن بسیاری کلمات خارجی به آن شد، طوریکه این زبان برای مدتی بیش از 200 سال نقش زبان اصلی دولت را بازی کرده و از سوی طبقات حاکم و اشراف همه ملل ایرانی امپراتوری بکار برده شده، اگرچه زبان مشترک امپراتوری هنوز هم آرامی بوده است همچنانکه بسیاری از سنگ نوشته های هخامنشی به دو و یا سه زبان (فارسی باستان، آرامی و حتی یونانی) نوشته شده است.

زبان دیگر ایران باستان «اوستائی» است که مخصوص متون و مراسم دین زرتشتی بوده است. اما این متون دیر تر، یعنی در دوره «فارسی میانه» (در دوره ساسانی، حدودا 300 ق.م. تا بعد از اسلام، تا حدودا قرن 11-12 میلادی) به تحریر درآمده و برای ثبت این آثار نه از خط میخی باستان، بلکه از الفبائی ملهم از پهلوی باستان که خود متاثر از آرامی بوده و خود الفبای آرامی استفاده شده است که به آن خط و یا «الفبای اوستائی» گفته میشود . نظر به اینکه سعی شده است املا و تلفظ این متون دینی دقیق باشد تعداد زیادی حروف باصدا (از جمله حروف جداگانه برای انواع گوناگون یک حرف با صدا) و تعداد زیادی از حروف صامت (بی صدا) در این الفبا دیده میشود که تا حدی تاثیر الفبای یونانی را نیز نشان میدهد.

این یکی از گونه های مهم الفبای «فارسی میانه» («پارسی» و یا «پارسیگ») است که چند قرن بعد، در واقع برای تحریر و املای متون باستان زرتشتی و بخصوص سرود های اوستا ایجاد شده است.
گونه دیگر الفبای «فارسی میانه» الفبای پهلوی است که باز از الفبای آرامی گرفته شده و نوعی اصلاح شده از آن است که در دوره ساسانی (224-651 میلادی) الفبای رسمی امپراتوری بود. این الفبا در طول این مدت دچار تغییرات معینی شد و انواع گوناگونی بخود گرفت (برای کتیبه ها و سکه ها، برای سرود ها، و برای کتاب ها). طبیعتا تعداد آثار فارسی میانه با الفبای کتابی پهلوی (لوحه و کتیبه، سکه و یا کتاب) بیشتر از دیگر گونه ها مانند گونه پهلوى كتیبه هاست.
به غیر از الفبای «اوستائی» دوره ساسانی، الفبا های پهلوی این دوره اصولا صامت – بنیاد بودند یعنی حروف با صدا و یا مصوت ها چندان نشان داده نمیشدند و فقط چند مصوت آن هم بکمک حروف صامت (بی صدا) و تلفظی دیگر نشان داده میشدند.

در اوایل سلسله ساسانی، در شرق و شمال ایران (خراسان و سغد، آسیای میانه) نوعی «الفبای اشکانی» (پارتی) هم موجود بود که آن هم برگرفته از الفبای آرامی است اما ظاهرا از قرن چهارم میلادی به بعد مورد استفاده قرار نگرفته است. این الفبا شباهت زیادی به الفبای متون سغدی همین دوره نشان میدهد. از نظر انعکاس حروف باصدا (صائت ها)، این الفبا هم مانند الفباهای پهلوی دقیق نیست. زبانشناسان این پدیده را که در الفبای عربی و عبری هم دیده میشود چنین توضیح میدهند که الفبا های منشعب از الفبای آرامی («پروتو سمیت» که خود جزو مشتقات الفبای فنیقی بوده)، اصولا آواهای باصدا (مصوت ها) را خوب منعکس نمیکنند.

الفبای آرامی بجز اینکه ریشه الفباهائی مانند عبری و عربی شد، نوشتار اکثر زبان های دور و نزدیک را نیز تحت تاثیر خود قرار دارد. از آن جمله میتوان بغیر از پهلوی، اوستائی، سغدی و اشکانی (پارتی) که فوقا ذکر گردید، به تاثیر مستقیم (اما کمی دیرتر) الفبای آرامی بر الفبا های مغولی و اورخون (ترکی باستان، اویغوری) نیز اشاره نمود.
قدیمی ترین نشانه های نوشتار ترکی کتیبه هائی هستند که در دره رود اورخون در مغولستان کنونی یافت شده و متعلق به حدودا 1300 سال پیش یعنی اوایل قرن هشتم میلادی هستند. به اینها الفبای اورخون و یا «کؤک تورک» (ترکی باستان) هم گفته میشود. کتیبه ها و «طمغه» یعنی مُهر های بعدی یعنی متعلق به اواخر قرن هشتم که در کنار رود «ینی سئی» (شمال مغولستان، قرقیزستان کنونی و سیبری جنوبی) یافت شده اند («کتیبه های اورخون-ینی سئی») نیز با همین الفبا اما همراه با بعضی تغییرات نوشته شده اند. بعضی کتیبه های دیگر که در قرقیزستان و قزاقستان کنونی یافت شده و مربوط به دوره های کمی بعد تر هستند هم، مشابهت زیادی با الفبای اورخون نشان میدهند.

توافق کلی زبانشناسان بر آن است که الفبای اورخون تحت تاثیر الفبای سُغدی (و پهلوی) و نوع «غیرمتصل» (غیر «کورسیو») آن ایجاد شده و از سوی قبایل ترک آسیای میانه بکار برده شده، اما تعداد آثار (کتیبه ها و طمغه) هائی که با این الفبا تولید شده اند محدود است.
الفبای اورخون به تاسی از الفبای منشا (یعنی آرامی) تعداد محدودی، یعنی چهار مصوت (حرف با صدا) داشت و صائت ها دو شکل داشتند: آن دسته که با مصوت های پیشین بکار برده میشدند و گروهی که با مصوت های پسین نوشته میشدند.

این الفبادر قرن نهم میلادی جای خود را به الفبای اویغوری ترکی سپرد که نوعی پیشرفته تر از الفبای «متصل» («کورسیو») الفبای سُغدی بود. الفبای اورخون – ینی سئی ترکی باستان و سپس الفبای اویغور در امپراتوری اویغور (نیمه قرن هشتم تا نیمه قرن نهم با مرکزیت کاشغر) رایج بوده، اما با قبول اسلام و رواج الفبای عربی – فارسی به تدریج متروک شده است.
الفبای فارسی میانه (پهلوی) و اوستائی رایج در ایران نیز با قبول اسلام بتدریج از رواج افتاد و الفبای عربی به انضمام چهار حرف برای نشان دادن آواهای فارسی در الفبای جدید رایج شد.

Advertisements